سال نو مبارک

سال خوبی پيش رو داشته باشيد.......همراه با سلامت و شادمانی
تعطيلی وبلاگ به علت شروع کلاسها
همگی موفق باشيد.

فاصله ها خاطره ها
در میان من و تو فاصله هاست
گاه می اندیشم،
می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری
تو توانائی بخشش داری.
زهرا جون 
ارزش لبخند
هزينه اي ندارد ؛ ولي بسيار چيزهاي گرانبها مي آفريند.
کساني را که دريافتش مي کنند غني مي سازد ، ولي کساني را که آن را مي بخشند فقير نمي کند.
به سرعت برق مي آيد ، اما خاطره اش تا ابد پايدار مي ماند.
هيچ کس آنقدرها غني نيست که بتواند بي آن سرکند و هيچ کس آن قدرها فقير نيست که نتواند از منافع آن بهره مند گردد.
در خانه شادماني و خوشي مي آفريند ، در تجارت خير و برکت مي آورد و نشانه دوستي و محبت است .
آن را نمي شود خريد ، گدايي کرد ، قرض گرفت و يا دزديد ؛ زيرا کالايي زميني نيست و تا وقتي بخشيده نشود ، به دست نمي آيد .
آرامش پس از خستگي ، روز روشن پس از شب نااميدي ، خورشيد شادماني پس از ابرهاي اندوه ؛
و بهترين پادزهربراي حل مسائل زندگي است .
و اگر در لحظه اي از روز خود با فردي برخورد کرديد که آنقدر خسته بود که نتوانست به شما لبخند بزند ، آيا شما يکي از لبخندهاي
زندگي بخشتان را به او هديه مي کنيد ؟... چون هيچکس به اندازه آدمهايي که ديگر لبخندي ندارند تا نثار کسي کنند نيازمند لبخند نيست .
پس سخاوت را آذين بخش رفتار خود کنيد تا اين هديه آسماني نثار همگان شود
زهرا جون
پس بيايد سعی کنيم هميشه لبخند به لب داشته باشيم .
شاد باشيد 
سال نو مبارک باد

دوستان گرامی سال نو و بهار را به همگی تبريک ميگم و برای تمامی دوستان سال خوبی رو آرزو ميکنم .....شاد باشيد
زهرا جون 

رد پا
زمینی خشک بود م که هر روز در انتظار شب به جای پای خورشيد می نگريستم..... تا ماه را ببينم
کويری بی آب بود م که هر سال در انتظار باران به سفيدی های آسمان دست دراز ميکردم
تا اين که تو آمدی
تو آفتاب و تو مهتابم شدی
تو تابستان و تو بهارم شدی
همه چيز طلايی شد حتی خودم
ولی افسوس .....
که اين چرخ کج مدار لحظه ای درنگ نمی شناسد
تو نماندی ورفتی و من را با تنهايم تنها گذاشتی
ولی وقت رفتن چشمانت به من گفت:دوستت دارم ....با من بيا....
و من هر روز به دنبال شب رد پای خورشيد را تا گم شدن دنبال ميکنم تا ماه گوشه ای از زيباييت را در خاطرم زنده کند
و هر سال فصل ها را می شمارم تا در فصل باران طراوتت را زمزمه کنم
ومی گردم به دنبال رد پای تو در هر چيز
وتنهاييم هميشه پر از تو است
و هنوز طلايی هستم
زهرا جون
من دلم ميخواست بدونی
-
نمی گم خطا نكردم، من كه ادعا نكردم
همه گفتن بی وفايی ، من كه اعتنا نكردم
عازم سفر شدی تو، من دلم می خواست بمونی
واسه موندن تو اما به خدا دعا نكردم
واسه تو كلی نوشتم كه يه جوری مبتلا شی
تقصير منه كه آخر تو رو مبتلا نكردم
توی كوچهء رفاقت يه سلام جواب ندادم
تو دلم تويی اون و با كسی آشنا نكردم
می دونم دوسم نداری حتی قد يه قناری
اما عاشقم هنوزم بدون اشتباه نكردم
ما جايی قرار نداشتيم جز تو كوچه های رويا
اين دفعه تو اومدی من به قرار وفا نكردم
زير دين ناز چشمات عمريه دارم می سوزم
تا خاكستری نشه دل دينمو ادا نكردم
اومدن واسه نصيحت به بهانهء يه صحبت
عمرشون كلی تلف شد چون تو رو رها نكردم
راه آسمون كه بسته س گرچه قلبامون شكسته س
تا بحال اينقدر خدا رو اينجوری صدا نكردم
تو من و گذاشتی رفتی خواستی من ديوونه تر شم
باورت نمی شه شايد آخه جون فدا نكردم
نامه های عاشقونه با نشونه بی نشونه
اما از كسای ديگه س پس اونارو وا نكردم
يادته عكست و دادی بذارم تو قاب قلبم
بعد از اون روز ديگه هرگز به كسی نگاه نكردم
تو از اون روزی كه رفتی ـ نه تو رفتی كه بينی
تا قيامت هم تو رو من از خودم جدا نكردم
کنارم باش
تو همراه ستاره ها مي درخشي
من بي تو در اين دنيا ندارم نقشي
اي آشناي ديروز و يار امروزم
براي غمهايم تو باش چون آذرخشي
مرا از غم رها كن و با شادي آشنا كن
در كنار شاديم داشته باش نقشي
اي كه شادي روزگارم از توست , كنارم باش
گر خطايي سر زد از من خواهم كه مرا ببخشي
شعر زندگی از بهترين داداشم
من برای تو چه بودم يک اسير يا يک فرشته
تو برای من هميشه زندگی بودی فرشته
من از اين بغز درونم از تو شعرهايی سرودم
تو رو در خودم کشيدم قصه دلم سرودم
قصه ی دلی شکسته که تو دنيايی نشسته
که تموم لحظه هايش ضربه های غم نشسته
توی نور تو اين ستاره توی اين رقص شبانه
توی اين سکوت فردا توی اين شعر زمانه
ای زمونه دل من از تو شکسته
دل من از اين جداييها شکسته
حالا ديگه دل من ميخواد بمونه
توی دنيا مثه يک عشق نهوفته
پس بزار اين دلم بدی نبينه
چونکه اين دلم ديگه طاغت نداره
بنشينه کناره جويباری بنوازه گيتار از اين جدايی
زندگي پنجره است
زندگي امدن صبح و روزي دگر است
زندگي برگ گليست
زندگي را نتوان خواند به يك سطر و دو سطر
زندگي قصه با هم بودن است
زندگي اينه صلح و صفاست
زندگي معني تبدار نگاه من و توست
زندگي جان دادن لب تشنه اي بر پاي رود
زندگي بوي بهاران را ز جان حس كردن است
زهرا جون

نياز
نـيـاز بـا تـو بـودن آغـاز هـجـرتـم بـود
بوسيدن گل ياس ،هميشه حاجتم بود
آنسان كه گويي ،پر شورم و حرارت
كمين قلبت اي گل مستاه حجتم بود
شهره شهر بودن ،جامي نبود شيرين
تسخير شهر عشقم،بنيان نيتم بود
پيان هجرت من ،محو حقيقتي است
نور جمالت اي گل نشان هستي ام بود
حاشا !نباشد آن دم ،بي تو ترانه خواندن
دامان تو گرفتن ،سراب حسرتم بود
زهرا جون
با من بيا يك دم فرمان هم رهي ده
با تو هميشه بودن ،عشق سرودنم بود
صداقت
صداقت يعني از مرز افق ها
به قصد ديدن رويت گذشتن
ميان كوچه هاي سبز احساس
به دنبال قدمهاي تو گشتن
اشک
باز هم اين چشم ابري با من است
خانه با فانوس اشكم روشن است
زهرا جون 
if ( you can understad me ) then
; I can understand you
else
; return false
but just IF...
زهرا جون

Valentine
Happy Valentine's Day
هر احساسی عشق نيست
هر گاه شاعري را يافتي كه مي گفت:
"در زندگي خود ؛ دوبار عاشق شده ام "
بدان كه هرگز عاشق نشده است.
او چيز ديگري را با عشق؛
اشتباه گرفته است ؛
چيزي كه مي تواند ده هزار بار هم تكرار شود.
اين است كه مي گويند خواستن هم هميشه عشق نيست....
زهرا جون 
نکته
بیشتر کسانی موفق شده اند که کمتر تعریف شده اند(امیل زولا)
هرگز مجسم نکن که در برابر فاجعه ای که هنوز اتفاق نیفتاده چگونه باید عزا بگیری(نادر ابراهیمی )
گاه در عشق در می یابیم که رعایت حال دیگری بهتر از پافشاری در اثبات عقیده است(لئو بوسکالیا )
در لحظه ای که انسان به دنبال شخصی به راه بیافتد از دنبال کردن حقیقت دست برداشته است(کریشنا مورتی )
زهرا جون 



